به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از میدل ایست آی، یک پیمان امنیتی جدید بین پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه در حال تغییر نقشه راهبردی خاورمیانه است و سه قدرت تأثیرگذار جهان اسلام را تحت یک چارچوب دفاع جمعی گرد هم میآورد.
توافقنامه دفاع مشترک که به نام شهر مقدس مکه نامگذاری شده، تصریح میکند که حمله به یکی از اعضا، حمله به هر سه عضو است. این بند که تکرار ماده ۵ ناتو است، به این پیمان اهمیت ژئوپلیتیکی فوری میدهد، حتی با اینکه بیانیه مشترک، تعهدات نظامی خاص را مبهم باقی میگذارد.
برای پاکستان، تنها کشور مسلمان مسلح به سلاح هستهای در جهان، این پیمان نشاندهنده فاصله گرفتن زیاد از موضع محتاطانه سنتی آن به عنوان یک میانجی منطقهای است. اسلامآباد با ایستادن کنار ولیعهد عربستان و رئیس جمهوری ترکیه، نیروهای مسلح خود را به عنوان یک ضامن امنیتی بالقوه در قلب محور نوظهوری که جنوب آسیا و خلیج فارس را دربر میگیرد، قرار میدهد.
این پیمان نشاندهنده یک تغییر بالقوه چشمگیر است. در حالی که نظم منطقهای دیرینه متکی بر واشنگتن در بحبوحه جنگ و تغییر اتحادها تحت فشار فزاینده قرار گرفته، قدرتهای خاورمیانه به دنبال کنترل بیشتر امنیت خود هستند و قابلیتهای هستهای و نظامی متعارف پاکستان بالقوه یک تکیهگاه جدید فراهم میکند.
این توافق همچنین در حالی امضا شده که نظم امنیتی سنتی خاورمیانه با فشار بیسابقه روبرو است. جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، چشمانداز راهبردی منطقهای را تغییر داده است، به طوری که حملات مستقیم به خاک عربستان رسیده و کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز و دریای سرخ به شدت مختل شده است.
یک مقام امنیتی پاکستانی به میدل ایست آی گفت: «هر سه کشور منافع اقتصادی و امنیتی مشترکی در جلوگیری از تشدید بیشتر تنش دارند که در نهایت آنها را مجبور به امضای این پیمان کرد.» اختلال در کشتیرانی از تنگه هرمز بر تأمین انرژی و کود عربستان تأثیر گذاشته و موجی از شوک را به اقتصاد جهانی وارد کرده است. کشورهای وابسته به واردات مانند پاکستان و ترکیه از جمله کشورهایی بودهاند که به ویژه در معرض این اختلال قرار گرفتهاند.
اما محاسبات امنیتی حتی مهمتر است. عربستان سعودی و ترکیه حملاتی مرتبط با درگیریهای منطقهای گستردهتر را تجربه کردهاند، در حالی که اسلامآباد و آنکارا همچنان عمیقاً نگران بیثباتیهای فرامرزی هستند که از مرزهای طولانی آنها با ایران سرچشمه میگیرد.
آنکارا با یک معضل امنیتی دیگر نیز روبرو است: این احتمال که مسلح کردن شبهنظامیان کرد ایرانی توسط قدرتهای خارجی میتواند روند صلح شکننده و به سختی به دست آمده آن با حزب کارگران کردستان یا پ.ک.ک را از بین ببرد.
این درگیری گستردهتر، ایران و متحدان حوثی آن در یمن را هم جسورتر کرده که حملات مستقیم به خاک عربستان را تشدید کردهاند. برای رهبران خلیج فارس، شکست تضمینهای امنیتی سنتی ایالات متحده برای جلوگیری از چنین حملاتی، سوالاتی را در مورد قابل اعتماد بودن واشنگتن به عنوان یک شریک امنیتی مطرح کرده است.
نتیجه، تلاش قاطع قدرتهای منطقهای برای ایجاد ترتیبات دفاعی است که کمتر به تضمینهای خارجی متکی باشند. آصف دورانی، سفیر سابق پاکستان، این پیمان را اولین بلوک سازنده یک معماری امنیتی منطقهای نوظهور توصیف و استدلال کرد که این نشاندهنده حرکت به سمت مالکیت بیشتر امنیت منطقهای است.
یک شریان حیاتی اقتصادی در لباس نظامی
با این حال، برای پاکستان، این پیمان چیزی بیش از ژئوپلیتیک است. تحلیلگران میگویند این پیمان همچنین عمیقاً با آسیبپذیریهای اقتصادی این کشور مرتبط است. این پیمان نشاندهنده تغییر مهم برای اسلامآباد است که ماههای اخیر خود را به عنوان پلی دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران قرار داده است.
در حالی که پاکستان در ماه ژوئن به میانجیگری تفاهمنامه اسلامآباد برای توقف موقت خصومتهای منطقهای کمک کرد، تشدید تنشهای بعدی، موضع بیطرفانه آن را محدود کرد. برای دولتی که با تورم مداوم و پریشانی مالی دست و پنجه نرم میکند، سیاست دفاعی راهبردی اکنون به طور فزایندهای از ضرورت مالی جداییناپذیر است.
از نظر تاریخی، پاکستان از قدرت نظامی خود برای تأمین حمایت اقتصادی، به ویژه از سوی ایالات متحده و عربستان سعودی، استفاده کرده است. این چارچوب دفاع جمعی، این مدل را نهادینه میکند و به اسلامآباد اجازه میدهد از قابلیتهای عملیاتی خود، از آموزش مشترک و استقرار نیروها گرفته تا صادرات اسلحه، در ازای سرمایهگذاریهای حیاتی خلیج فارس، امتیازات انرژی و حمایت دیپلماتیک، درآمد کسب کند.
برای ریاض، پاکستان دسترسی به یک ارتش بزرگ و باتجربه با دههها تجربه جنگی و ضد شورش را فراهم میکند. برای اسلامآباد، همکاری امنیتی نزدیکتر با عربستان سعودی، چشمانداز سرمایهگذاری، کمک مالی و رابطه اقتصادی قویتر با یکی از قدرتمندترین کشورهای منطقه را ارائه میدهد.
پول عربستان، فناوری ترکیه، قدرت نظامی پاکستان
این همکاری نوظهور همچنین سه شکل متمایز از قدرت راهبردی را گرد هم میآورد. شهریار خان، تحلیلگر سیاسی و مشاور ارشد وزارت قانون و دادگستری پاکستان، این ترکیب نوظهور را ترکیبی توصیف کرد که در آن عربستان قدرت مالی را تأمین میکند، ترکیه در نوآوریهای فناوری مشارکت میکند و پاکستان توانایی نظامی اصلی را تأمین میکند.
هر کشور یک دارایی مکمل به همراه دارد. عربستان سعودی، که مقدسترین اماکن اسلامی را در خود جای داده است، سرمایه عظیم، تسلط بر بازار انرژی و وزن دیپلماتیک منطقهای را فراهم میکند.
ترکیه، که دومین ارتش بزرگ ناتو را اداره میکند، دارای یک صنعت دفاعی پیشرفته و به طور فزایندهای خودکفا، از جمله تخصص در سامانههای هوایی بدون سرنشین، جنگ الکترونیک و مهمات هدایتشونده دقیق است که وابستگی به تأمینکنندگان خارجی را کاهش میدهد.
پاکستان یک ارتش عظیم و مقاوم در برابر جنگ و تنها عامل بازدارنده هستهای جهان اسلام را در اختیار دارد.
بلوک امنیتی مسلمانان
این توافقنامه بحثهای شدیدی را در مورد اینکه آیا میتواند به یک بلوک امنیتی گستردهتر و چندملیتی در سراسر جهان اسلام تبدیل شود، برانگیخته است. محمد سعید، مقام ارشد بازنشسته ارتش پاکستان، اظهار داشت که کشورهای مسلمان بیشتری از منطقه و بالقوه فراتر از آن، میتوانند در نهایت به این چارچوب بپیوندند.
اما او هشدار داد که قدرت نظامی به تنهایی موفقیت چنین ترتیباتی را تعیین نمیکند: «برای کشورهای مسلمان، قدرت واقعی و جمعی نه تنها از طریق تواناییهای نظامی، بلکه در درجه اول از طریق سرمایهگذاریهای بلندمدت و همکاری در دانش، نوآوری، نظم، شخصیت و تفسیر مداراجویانه از احساسات فرقهای حاصل خواهد شد.»